|
تصاویر
دفتر مهمان (
1895 )
yavarمن و سکوت چند سالی است درخیالِ کویر تمام شنها را به جانِ خار قسم می دهیم ، ردی از نگاهِ مرگ و عطرِ غریبِ شاخه سدر نشانمان بدهند 2 days ago master89
salam.chetori? 2 days ago aax66
3 days ago saeed3070چندیست که بیمار وفایت شده ام,در بستر غم چشم به راحت شده ام,این را تو بدان اگر بمیرم روزی,مسئول تویی که من فدایت شده ام 6 days ago saeed3070مثل هيچ کس مث اون موج صبوري آه وفاداره به دريا تو مهي مثل حقيقت مهربوني مث رويا چه قدر تازه و پاآي مث ياساي تو باغچه مث اون ديوان حافظ آه نشسته لب طاقچه تو مث اون گل سرخي آه گذاشتم لاي دفتر مث اون حرفي آه ناگفته مي مونه دم آخر تو مث بارون عشقي روي تنهايي شاعر تو همون آبي آه رسمه بريزن پشت مسافر مث برق دو تا چشمي توي يك قاب شكسته مث پرواز واسه قلبي آه يكي بالاشو بسته مث اون مهمون خوبي آه ميآد آخر هفته مث اون حرفي آه از ياد دل و پنجره رفته مث پاييزي وليكن پري از گل هاي پونه مث اون قولي آه دادي گفتي يادش نمي مونه 6 days ago | ||